بررسي ميزان مشاركت و محروميت زنان در حوزه هنرهاي مختلف با word داراي 65 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات و فهرست مفصل در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است
فايل ورد بررسي ميزان مشاركت و محروميت زنان در حوزه هنرهاي مختلف با word دقیقا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتي مي باشد.
اين پروژه توسط مرکز مرکز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است
مقدمه
دو فصل اول ريشههاي فلسفي مفاهيم جنسي شده را حول تصورات هنرمند، هنر، و واكنش زيبايي شناسانه نشان دادند؛ اين فصل به بعضي از آن مفاهيمي ميپردازد كه بر فرصتهاي زنان شاغل در برخي از هنرها تأثير گذاشتند. از آنجا كه ما تحليلي از سنت هنر- زيبا را دنبال ميكنيم، جايگاه تاريخي اين بحث قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم خواهد بود. چنين تمركزي ما را به مطالعه يك عامل مهم سوق ميدهد كه اغلب زنان و مردان شاغل در هنرهاي زيبا را حين پيشرفتشان در دوره مدرن، از يكديگر جدا مي كند: هويت هنرمند به عنوان يك «آماتور» يا به عنوان يك «حرفهاي» همانطور كه خواهيم ديد، شأن حرفهاي يا آماتور [بودن]، صرفاً مسأله انتخاب يا رضايت شخصي نيست. اين مسأله نتايجي اساسي در مورد سهمي كه هنرمندان قادرند در هنرشان داشته باشند به بار ميآورد، چرا كه مبتديان اشخاص دنبالهرويي هستند كه در حاشيه شكلگيري قوانين كلي هنري كه نمونههاي مختلف هنر را تجهيز ميكند، قرار دارند.
آموزش و پرورش : چه كسي ميآموزد؟
مفهوم نبوغ، همانطور كه ديديم، مقولهاي بحث برانگيز است كه براي تكريم استعدادهاي افراد مستعد و استثنايي و جهت ترفيع [شأن] ايشان نسبت به آن كساني كه تقديرشان [كسب] مشاغل معمولي بوده ، ايجاد شده است. پژوهشگران فمينيست به نحو شكاكانهاي مشاهده كردهاند كه نقش عوامل اجتماعي به اندازه استعداد فطري در ورود بيشتر هنرمندان مذكر به صف نوابغ مؤثر بوده است.
اين يك ايده جديد نيست؛ ويرجينيا ولف در [سال] 1929 اشاره كرده است كه زنان از لحاظ تاريخي در موقعيت هايي نبودهاند كه امكان پيشرفت و استفاده از استعدادهايشان را داشته باشند. صرف نظر اينكه چه موهباتي از جانب طبيعت به هنرمندان اعطا شده باشد، آنها ميبايست كه پرورش يابند [تعليم بگيرند]؛ بدون آموزش، نبوغ صرفاً يك قابليت است. اشكال مشخصي از هنر موانع دشواري را پيش ميآورند، نه فقط در مسير فرصتهاي شناخت بلكه همچنين براي تعاليم مبنايي مورد نياز جهت كشف استعداد و زايش هنر.
ايدههاي خردمندانه و فلسفي در مورد فرد نابغهاي كه اثر وي محصول يگانهاي از تلاشهاي خلاقانهاو است، در زمينهاجتماعي و اقتصادي ويژه اروپاي مدرن پيشرفت كردند، و در جريان ممارست[هاي] هنري و استفاده بيشتر از همكاري ها جهت جنسي كردن ايده هنرمند، تغيير كردند.
وليكن مشاركت يا محروميت زنان در هنرها به هيچ وسيلهاي متحد الشكل نشده است. اين مسأله [مشاركت يا محروميت زنان] تا حد زيادي بسته به اينكه چه شكلي از هنر را مورد توجه قرار دهيم، تفاوت ميكند. در اين فصل مختصراً به مرور سه قسم از هنرها- موسيقي ، ادبيات و نقاشي به عنوان نمونههايي از طرق مختلف مجاز يا محروم بودن زنان از مشاركت كامل در هنرها خواهيم پرداخت . اين سه [موسيقي، ادبيات و نقاشي] را مخصوصاً انتخاب كردهام چرا كه هر قسم [از آن ها] روشنگر خصوصيات متفاوتي از چهارچوب هاي مفهومي حاكم بر هنر و ايده هنرمند، ميباشد.
برچسب:
نویسنده: آرشان سلیمانی